سيد علاء الدين محمد گلستانه
112
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
سابق ، اشاره شد . و ديگر آن كه محض تساوى خوف و رجا ، كافى نيست ؛ زيرا كه تساوى با وجود قوّت و ضعف و توسّط حال هر دو متحقّق مىشود ؛ بلكه امرى ديگر هم در كار است كه آن ، عبارت از قوّتِ خوف و قوّتِ رجاست . يعنى هر دو در مرتبهء كمال ، بايد كه بر ديگرى رجحان و زيادتى نداشته باشند و حالِ مؤمن در ميان خوف و رجا ، بايد كه مثل حلقهاى باشد كه دو ريسمان بر او بسته ، دو صاحب قوّت ، آن را كِشند و آن حلقه در ميان ايشان ، سكون و استقرار تمام داشته باشد و اگر بالفرض ، يكى دست بردارد ، به سرعت تمام ، به طرف ديگر رود . پس اگر به جانب اعمالى كه از طرف خوف مىكِشد ، نظر كند ، غير عذاب ، چيزى نبيند و خود را چنان بيند كه گويا در جهنم ، معذّب است ، و اگر ملاحظهء كَرَم نمايد كه از جانب رجا جاذب است ، خود را در بهشت و نعيمِ مخلّد بيند و با ملاحظهء طرفين ، ميل به هيچ طرف نداشته باشد . و ميل به طرف خوف ، عبارت از يأس و نااميدى از رحمت الهى است - كه از جملهء كبائر است - و ميل به طرف اميد ، ايمنى از غضب الهى است كه آن نيز در سِلك كبائر است . و ابن بابويه رضى الله عنه در كتاب أمالى ، از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود : اميد به خداى تعالى ، به حدّى داشته باش كه باعث جرئت بر معاصى الهى نشود ، و خوف به مرتبهاى داشته باش كه تو را از رحمت او نااميد نسازد . « 1 » و بدان كه احتمالاتى كه در باب فرق ميانهء خوف و يأس ، و رجا و اغترار مذكور شد ، با يكديگر منافات ندارند و مىتواند بود كه هر يك از امور سابقه ، جزء معنى خوف و رجا باشند ، و مىشود كه در كمال ايشان ، مأخوذ باشند ، و مىتواند بود كه بعضى از مقوّمات و بعضى از متمّمات باشند . و اللَّه تعالى يعلم ! [ خوف از خدا ] و از جملهء امورى كه باعث رجا و محلّ نزول رحمت الهى است ، يكى خوف است . و احاديث در باب جمعى كه به سبب خوف ، از غضب و عذاب نجات يافتهاند ، بسيار است . از آن جمله ، ابن بابويه رحمه الله در كتاب أمالى ، از حضرت على بن الحسين عليه السلام روايت كرده كه : در بنىاسرائيل ، مردى نبّاش بود كه كار او شكافتن قبر و كفندزدى بود . يكى از همسايگانِ او بيمار شد و ترسيد كه بعد
--> ( 1 ) . الأمالى ، صدوق ، ص 65 ، ح 5 .